زنده باد سینما
" رضا کیانیان " حدود 20 سال قبل با فیلم " تمام
وسوسه های زمین " خود را به عنوان بازیگری قابل احترام ، به سینمای ایران
معرفی نمود . در این 20 سال حدود 40 فیلم با نقش آفرینی " کیانیان
" اکران شده است که در این میان تعداد فیلمهای ضعیفی که کیانیان در آنها
ایفای نقش داشته ، قطعا کمتر از 5 فیلم است . ولی متاسفانه " کیانیان "
با ایفای نقش در فیلم ضعیف " نیش زنبور " خواسته یا ناخواسته تمام
پرونده هنری خود را زیر سوال برده . حال
سوال اینجاست چرا بازیگركيميا 1373 ، آژانس شيشه اي ۱۳۷۶ ، روبان
قرمز ۱۳۷۷ ، بوي كافور، عطر ياس 1378 ، سگ کشی 1379 ، خانه ای روی آب 1380 ، فرش
باد 1381 ، قدمگاه 1382 ، یک تکه نان 1383 ، ماهی ها عاشق می شوند 1383 ، یک بوس
کوچولو 1384 ، كارگران مشغول كارند 1384 ، صد سال به اين سالها 1386 ، ... به این نتیجه می رسد که در فیلم " نیش
زنبور " هنرنمایی !!! کند ؟ آیا
نبود این فیلم در پرونده " کیانیان " باعث نقص در پرونده کاری این هنرمند
می شد ؟؟؟؟ روزهای 36 (Days
of 36) اثر " تئو آنجلوپلوس " روزهای 36 روایت زیبایست از سست
نهادی حکومت دیکتاتوری یونان . فیلم
داستان گروگان گیری یک نماینده همجنسگرای مجلس توسط یک مظنون به قتل در زندان است
. " آنجلوپلوس " با استادی تمام نشان داده است " دیکتاتور "
در ظاهر قدرتمند ، در اصل چقدر ضعیف و شکننده است که تمام ساختارهایش با گروگان
گیری یک " دزد خبرچین " به لرزه در می آید . " آنجلوپلوس " به
خوبی نشان می دهد که " دیکتاتور " راهی جز آدمکشی را بلد نیست و تمام
شگردهایی که برای خروج از بحران ، به مغز متفکرانش راه پیدا میکند ، در انتها به
قتل ختم می شود . هرچند ریتم فیلم بسیار کند و خسته کننده پیش می رود ، ولی اشتیاق
به پی بردن به سرنوشت " سوفیانوس " بیننده را با فیلم
همراه می کند . این کندی ریتم و سکوتی که در بسیاری از لحظات بر فیلم حکمفرماست ، مطمئنا
نشان دهنده خفقان حاکم بر یونان است . نکته دیگری که "
آنجلو پلوس " به خوبی به آن اشاره نموده است ، سردرگمی " دیکتاتور
" در مواقع بحران است . دیکتاتور در این فیلم راه پس و پیش ندارد ، به هر
عملی دست زند چیزی جز ضرر و نابودی برایش به ارمغان نمی آورد . ( نگاه کنید به
لحظاتی که متفکران ! حکومتی دور هم جمع شده و آشفته هر کدام نظری می دهند ، دستگاه حاکم خود را در مخمصه ای ظریف می یابد ؛ اگر گروگان را آزاد
نسازند، حمایت محافظه کاران و اگر آزاد سازند حمایت دموکرات ها را از دست می دهند.
آن ها ناچار به معامله در شرایطی که برایشان قابل کنترل نمی باشد، هستند. ) در انتهای فیلم می بینیم
مجمع متفکران حکومتی به این نتیجه می رسند که راهی جز ترور " سوفیانوس " برایشان
باقی نمانده است . بی گمان قتل " سوفیانوس " در انتهای فیلم توسط یک
تیرانداز حرفه ای ، نشان از سرکوبی هایی بیش از پیش دارد . نکته دیگر موسیقی بسیار
بسیار زیبا و دلنشین فیلم است . ( موسیقی :
جورجوس پاپااستفانو ) فیلم دیدم و سینما رفتم ، ولی حس و حال به روز کردن وبلاگم رو نداشتم . گفتم وبلاگم ، لعنت به این " م " . ............................................................ " محاکمه در خیابان " با های و هوی فراوان اکران شد ، ولی بازهم " کیمیایی " نشون داد هنوز تحت تاثیر توهمات اطرافیانشه . هنوز نتونسته خودش باشه و واقعا داره با این فیلم سازیش ، " فیلم " بازی میکنه ، کیمیایی خودش نیست ... ........................................................... " کتاب قانون " بعد از 3 سال پخش شد . انصافا اگر مجوز اکران نمی گرفت و رو پرده نمی رفت ، ارج و قرب بیشتری داشت ، بدون تعارف طنز " مازیار میری " بیشتر شبیه به جوکهای بی مزه و دست چندم برنامه های مزخرف رادیویی مثه " صبح جمعه با شما " و ... بود . انصافا مازیار میری با این فیلم در نظرم شده مثله " خاله خان باجی " های قدیم . به خدا قرار با رفتن به سینما یه چیزی رو ببینیم که تکونمون بده نه اینکه با یه مشت شر و ور اعصابمون رو بهم بریزه . ................................................................ " تردید " کریم مسیحی به نسبت بهترین فیلم این چند ماهه بوده . هرچند " تردید " هم چند کیلومتری با " الی " فاصله داشت ولی از " بی پولی " و " کتاب قانون " و ... خیلی بهتر بود . ................................................................ و اما .... فیلم مستهجن " آقای هفت رنگ " که بسیار بسیار بیشتر از یک فیلم " پورنو " مستهجن بود ، خیلی خوب می فروشد . متاسفم که " عطاران " دغدغه " دوام " یا " قوام " پیدا کرده . .................................................................. جالب است . سالهاست آرزوی دیدن سنتوری رو داریم ولی فیلم مستهجن ... بگذریم . از زمان کودتا به بعد ُ دیگر حس و حال سینما از سرم ژریده . سینما در این زمانه خون و آتش بیمعناست . اما درود و صد درود بر ۳۰ سینماگر آزاده که در دوران کودتا نیز هنوز آزاد می اندیشند . به امید سلامتی تک تک این سینماگران آزاده : ................................................... چرا مردم تا لحظهای که رای دادند شریف و قهرمان و حماسه آفرین بودند و به محض اینکه در نتیجه رای اعلامشده شک کردند، آشوبگر اوباش و بیگانهپرست و خاشاکاند؟ ............................................................................... آقای جعفرابراهیمی لیسانس ریاضی وفوق لیسانس جامعه شناسی دبیرجامعه شناسی ........................... بنا به دلایل نامعلوم نوشتن در بادر ممکن نیست . نمیدانم اشکال از من است یا از جای دیگر . 1- کن 2009 : یکی از سینماگران بزرگی که ( متاسفانه ) مشتاقانه منتظر حضور قاچاق آخرین فیلمش در بازار غیر رسمی ایران هستم لارنس فون تریه است . فون تریه که هم اکنون با فیلم ANTICHRIST در کن حاضر شده است ، یکی از کاندیداهای دریافت نخل طلایی است هرچند امثال رقیبانی چون تارانتینیو ، کن لوچ ، میشائیل هانکه و ... نیز قدرتمندانه حاضر شده اند ولی فون تریه فیلمساز محبوب کن است . ( درست مانند امیر کوستاریکا که هروقت در کن حاضر شده ، یک جایزه با خود به همراه برده است . ) ....................................................................... 1- دگما 95 : بی گمان نام فون تریه با تنظیم پیمان نامه دگما 95 گره خورده است . وی در سال 1995 به مناسبت 100 سالگی سینما ، پیمان نامه ای به همراه چند سینماگر اروپایی همفکرش در 10 ماده تنظیم کرد . بر اساس این پیمان نامه كه در حقیقت شیوهای در مقابل روش فیلمسازی كلاسیك و متعارف در سینما بود استفاده از دكور و لوازم صحنه، صداهای غیرطبیعی و میكس شده، موسیقی، تكنیكهای فیلمبرداری .... در فیلم ممنوع میشد . بر طبق ماده آخر این بیانیه ده مادهای كه فون تریه و وینتربرگ ( برنده جايزه ويژه هيئت داوران كن براى "جشن"﴾ نام ده فرمان را بر آن نهاده بودند ، ذكر نام كارگردان در عنوان بندی هم ممنوع بود! . فون تریه و همفکرانش در نظر داشتند با حذف فرم بر روی محتوی تكیه كنند. آنها ادا اصولهای فرمی را چیزی زائد میدانستند كه به روند داستان گویی فیلم لطمه میزند. هدف فون تریه تلاشی بود برای احیای قصه گویی در سینما. ولی نه قصه گویی به سبك سینمای کلاسیک ، بلكه قصه گویی به سبكی تازه و نوین . ....................................................................... 2- Breaking the Waves : از فیلمهای مهم فون تریه می توان از اروپا ، احمقها ، داگویل و رقص در تاریکی نام برد . یکی از فیلمهای مهم فون تریه " شکستن امواج Breaking the Waves " می باشد . فیلمی بسیار زیبا ، تاثیر گذار و مذهب ستیز . این فیلم در کن 97 با ستايش بسیاری از منتقدان همراه شد . فيلم با بازى اميلى واتسون ﴿كه كانديد اسكار بهترين بازيگر زن هم شد﴾ و استلان اسكارسگارد درباره داستان زندگی زوجی بود كه درگير ماجرايی عاطفی می شدند . شوهری كه از كمر به پايين فلج شده بود به گونه ای غيرعادی عشق همسرش را به خود امتحان می كرد . او از همسرش می خواست تا با مردان ديگر همخوابه شده و احساسش را برای وی تعريف كند .کسانی که این فیلم را دیده اند بی شک سالها تصویر امیلی واتسون را فراموش نمی کنند . بازی امیلی واتسون در این فیلم یکی از شاهکارهای بازیگری در سینما می باشد . " شکستن امواج " نمایشگر سه گونه انسان است . متحجران خداپرست ، کافران انسان گرا و فراموش شدگان پست فطرت . در این فیلم با متحجران روبرو می شویم که حتی برای خدای خود نیز تعیین تکلیف کرده و با بی شرمی تمام به خدای مورد پرستش خود دستور می دهند که چه کسانی را به بهشت رهسپار کند و هدایتگر چه افرادی به جهنم باشد . !!! ( نهایت تحجر ) از نکات بسیار بسیار جالب فیلم حرکت امیلی واتسون از زنی متعصب و مذهبی به سمت زنی است که برای رضایت معشوقش تن به همخوابگی با هر کسی را می دهد ، فون تریه بسیار استادانه این حرکت را به تصویر کشیده به گونه ای که این حرکت به هیچ عنوان گل درشت و زننده به چشم نمی آید و بیننده این حرکت در ظاهر نزولی را بسیار رو به جلو و آوانگارد می بیند . چیزی که باعث شده است این سیر ، منفی ، رو به عقب و نزولی به نظر نیاید ، بازی استادانه و استثنایی واتسون و داستان پردازی بی نظیر فون تریه است . شکستن امواج با یک مقدمه شروع شده ، در 7 فصل ادامه یافته و با یک پایان بندی شاهکار به پایان می رسد . فصل پنجم فیلم ( فصل شک ) یکی از تاثیر گذار ترین فصلهای این فیلم است . زمانی که واتسون ( که همیشه احساس می کند خدا همراه اوست و با او سخن می گوید ) نسبت به وجود خدا شک می کند . اینکه آیا خدا هنوز با او هست یا خیر؟ این بار کلیسا نه تنها ناقوسی ندارد بلکه تخریب نیز شده است؛ در هم شکستن همه باورهای مذهبی . قربانی شدن واتسون نیز در فصل هفتم بسیار تاثیر گذار از کار درامده است . باور نمی کردم یک فیلم اروپایی ( از نوع دانمارکی ) بتواند چنین حزن انگیز به پایان برسد . پایان فیلم و به صدا در آمدن ناقوسها بر فراز کشتی هم که بی نظیر است . اما نکته منفی این فیلم تنها حسرتی است که در پایان فیلم بر ما حاکم می شود . حسرت از اینکه ایا می توان فیلمی بهتر از این فیلم دید ، حسرت از اینکه با دیدن این فیلم دیگر نمیتوان از فیلم دیگری لذت برد ، حسرت از اینکه سلیقه امان تغییر کرده است و ... شکستن امواج در نهایت فیلمی است در تقدیر از عشق ( نوع زمینی آن نه هوایی !!! ) . و ستایشی است فراموش نشدنی از قدرت روح انسانها. قادری نشان داد خصوصیات اصلی یک منتقد حرفه ای را دارا می باشد : بی رحمی - تیز هوشی - استفاده بجا و به موقع از اطلاعات ............................................. هنوز باور نمی کنم که قادری بدون هماهنگی با فرزاد حسنی شروع به صحبت کرده باشد . زمانی که قادری بر روی خط آمد ، زمان فوق العاده مناسبی بود . .............................................. پوستر امسال محشره امسال بسیاری از بزرگان سینمای جهان در این رویداد بزرگ هنری حاضر هستند . از جمله : ANTICHRIST directed by Lars VON TRIER DAS WEISSE BAND (THE WHITE RIBBON) directed by Michael HANEKE (INGLOURIOUS BASTERDS) directed by Quentin TARANTINO LOOKING FOR ERIC directed by Ken LOACH (BROKEN EMBRACES) directed by Pedro ALMODÓVAR TAKING WOODSTOCK directed by Ang LEE (AGORA) directed by Alejandro AMENABAR و فیلم آخر فیلمساز بزرگ ایرانی بهمن قبادی . نویسنده رکسانا صابری


هنرستان
های شهریاربا7سال پیشینه ی کاری ساکن منطقه ی پونک تهران عضوکانون صنفی
معلمان ایران (تهران) صبح امروز20خرداد1388 ساعت 10 پس ازتفتیش منزل
مسکونی وضبط وسایل شخصی اش ازجمله،کامپیوتر،کتاب،عکس وسی دی های وی توسط
افرادی ناشناس دستگیر و بازداشت شد.از محل بازداشت آقای ابراهیمی اطلاع
درستی در دست نیست. یادآوری
می شود،آقای جعفرابراهیمی چون فردی مجرد است و در یک آپارتمان به دور
ازخانواده زندگی می کند،کسی ازشمار ماموران دستگیر کنند،و اتهامات وارده
به ایشان آگاه نیست.




(1).jpg)

















| Design By : Night Skin |









