تبليغاتX
زنده باد سینما

زنده باد سینما

bad guy

" خدايان نخست انسان را به صورت كره‌ای آفريدند كه دو جنسيت داشت .  پس آن را به دو نيم كردند بطوريكه هر نيمه‌ی زنی از نيمه‌ی مردش جدا افتاد ، از اين روست كه هر انساني به دنبال نيمه‌ی گمشده‌ی خود سرگردان است و چون به زنی يا مردی بر می‌خورد ، می‌پندارد كه نيمه‌ی گمشده‌ی اوست . ( در حاليكه نيمه گمشده هر انسان درون خود اوست كه متاسفانه به بيرون فرافكن مي‌كند) .  "   افلاطون در رساله‌ی ضیافت

" bad guy " پیشنهاد یکی از دوستان بود . پیشنهاد بسیار خوبی بود .  به همراه " old boy "  این فیلم نیز یکی از فیلمهای محبوب آسیای شرقی ام شد . فیلمی در ظاهر اکشن و سراسر خشونت ، ولی در عین حال پر از رمز و راز ، پر از استعاره و نماد ، فیلمی به شدت عاشقانه و ... دوست داشتنی ... با پایانی خیره کننده .

به نظر میرسد این شروع و پایان های استادانه و حساب شده امضاء " كيم كي دوك " شده است . امروزه نیز فیلمهایی که شروع و پایانش تکان دهنده نباشند ، محکوم به فنا هستند .

چه قدر استادانه فیلم به " انیما " و " انیموس " می پردازد ( پاره کردن عکس کتاب توسط دختر ، دزدی کیف پول ، صدای زنانه مرد ، ... )

تنها جمله ای که مرد فنا ناپذیر و " سگ جان " فیلم ، با صدایی به شدت زنانه ، بر زبان می آورد :

Love for a Scumbag ?                                                 
Scumbag...Love ?

scum :  تفاله ، پس مانده ، کف، طبقه وازده اجتماع، درده گرفتن .

.......................................

در کل راجع به " bad guy "  باید گفت :

فرهاد نقش خود به کوه کند ...... شیرین بهانه بود !



+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 16:48  توسط بادر  | 

استاد " مارتین اسکورسیزی " زاده نیویورک است . شهری که الهام بخش بسیاری از سینماگران بزرگ دنیا بوده است . از چاپلین گرفته تا وودی آلن . اما نیویورکی ترین فیلمساز تاریخ ، ( بی شک پس از وودی آلن ) مارتین اسکورسیزی بزرگ می باشد . اغراق نکرده ایم اگر اسکورسیزی را بزرگترین سینماگر زنده دنیا به حساب آوریم کارگردانی که پس از گذشت نزدیک به ۴ دهه همچنیان نامی بزرگ و مطرح و جنجالی در عرصه کارگردانی سینما می‌باشد! . نگاهی گذرا به پرونده اسکورسیزی صحت گفتارمان را گواهی می دهد :

از نقاط قوت استاد می توان به فیلمسازی وی در ژانرهای مختلف اشاره کر :

گونه‌های سینمایی که اسکورسیزی در آن‌ها فعالیت داشته‌است:

افتخارات استاد :

  • ۲۰۰۷ - برنده اسکار بهترین کارگردانی برای فیلم ازدست‌رفته
  • ۲۰۰۷ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی برای فیلم ازدست‌رفته
  • ۲۰۰۷ - برنده جایزه بهترین کارگردانی اتحادیه انجمن کارگردانان آمریکا برای فیلم ازدست‌رفته
  • ۲۰۰۳ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی برای فیلم دار و دسته‌های نیویورکی
  • ۱۹۹۱ - برنده جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی جشنواره بفتا برای فیلم رفقای خوب به همراه نیکولاس پیلگی
  • ۱۹۹۱ - برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره بفتا برای فیلم رفقای خوب
  • ۱۹۹۱ - برنده جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بفتا برای فیلم رفقای خوب
  • ۱۹۹۰ - برنده جایزه شیر نقره‌ای جشنواره ونیز برای کارگردانی فیلم رفقای خوب
  • ۱۹۸۵ - برنده بهترین کارگردانی جشنواره کن برای فیلم بعد از ساعت‌ها
  • ۱۹۷۶ - برنده نخل طلای جشنواره کن برای فیلم راننده تاکسی

اما شاتر آیسلند ....

فیلم آخر استاد نیز مانند اکثر آثار تماشایی وی ( از جمله : راننده تاکسی / گاو خشمگین / قصه‌های نیویورکیهوانورد / رفتگان... ) روایتی است از انسان معاصر . انسانی با روحی خسته و ویرانگر .

" تدی ( دی کاپریو ) با همراهی چاک (مارک روفالو)، همکار خود به شاتر آیلند می‌رود تا درباره یک مورد مفقود شدن تحقیق کند. این جزیره بی‌جاذبه و دور‌افتاده در اطراف بندر بوستون قرار دارد و محل نگه‌داری بیماران روانی جنایتکار است. در مدت زمانی که تدی مشغول تحقیق می باشد با اتفاقات عجیبی روبرو می شود و ... "

به نظر من :

1- " دی کاپریو " و " بن کینزلی " در این فیلم بسیار درخشیده اند ... اما دقت کنید به بازی بسیار استادانه و در پس پرده " مارک روفالو " . نقش دومی که واقعا لیاقت اسکار امسال را دارد .

2- از همان ابتدا که " چاک " اسلحه خود را تحویل نگهبان می دهد ، می توان حدس زد که " چاک " اینکاره نیست و در حال نقش بازی کردن است .

3- " بن کینزلی " با زهم نشان داد می تواند استادانه نقش انسانهایی با 2 شخصیت را بازی کند . یک رو دیو سیرت و روی دیگر مهربان و حامی .


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 17:37  توسط بادر  | 

هیچ


بازیگران:

مهدی هاشمی، «نادر سیاه دره»،

پانته‌آ بهرام، «محترم»،

مهران احمدی، «بیک»،

احمد مهران‌فر، «عادل»،

نگار جواهریان، «لیلا»،

مرضیه برومند، «عمه»،

باران کوثری، «یکتا»،

صابر ابر، «نیما»،

پوریا ایمانی، علی‌رضا سلیمی، احسان بیستون، علیرضا استادی، علی ‌اصغر کردبچه، فرخنده فرمانی‌‌زاده، مجید صفری، امیر سفیری، محمد جواهری، رضا نادری و نیره فراهانی، «سیما».

............................................................

" هیچ " به مانند " بیست " نشان داد سینماگران نسل سومی ایران چیزی از بزرگان و پدرخوانده های سینما کم ندارند . سال گذشته " کاهانی " و " بیست " از رقابت با " بیضایی " و " وقتی همه خوابیم " پیروزمندانه خارج شدند و امسال " هیچ " بی شک یک سر و گردن تماشایی تر و حرفه ای تر از " طهران - تهران " خود را عرضه کرد . 

هرچند به نظر میرسد ساخت " هیچ " برای سازنده " بیست " یک عقب گرد آشکار محسوب می گردد ولی درحال حاضر در مقایسه با " تسویه حساب " و " مش ماشاالله " و " سلام بر عشق " ! " هیچ غنیمتی بزرگ به حساب می آید .

................................................

1- کاهانی با ساخت " بیست " و " هیچ " نشان داد یکی از معدود فیلمسازانی است که به خوبی با فرهنگ حاکم بر طبقه تهیدست جامعه آشناست و برای درک صحیح این مسئله مقایسه کنید تصویر فقر را در فیلمهای " کاهانی " با ساخته های فیلمسازان !!! پرمدعایی چون " ده نمکی " . ( در حال حاضر سریال کثیف " دارا و ندار " در حال پخش می باشد . )

2- کاهانی نشان داد در ساخت فیلم در لوکیشن های محدود بسیار تواناست و نشان داد می توان با هزینه بسیار محدود فیلم بسیار بزرگ ساخت ( نه مانند " سلحشور " و اعوان انصارش با هزینه نامحدود ، فیلم !!! مرده ساخت ) " بیست " و همینطور " هیچ " در فضای بسته " رستوران " و " حیاط خانه " میگذرد ولی بیننده به هیچ عنوان از این محدودیت لوکیشن خسته نمی شود .

3- کاهانی نشان داد در بازیگرفتن از ستاره ها و بزرگان این حرفه ، استاد بلامنازعی است . بی شک کلیه بازیگران فیلم " هیچ " ( و همینطور " بیست " ) یکی از بهترین بازیهای دوران حرفه ای خود را به نمایش گذاشته اند . نگاه کنید به درخشش " مهران احمدی " و " احمد مهرانفر " .

4- کاهانی باید دقت کند برای نزدیک تر شدن بیشتر فیلم با واقعیت ، تنها متکی به استفاده از الفاظ کوچه بازاری و بعضا رکیک نباشد . هرچند دیالوگ های " هیچ " بسیار محترمانه تر از دیالوگ های فیلمهای !!! ده نمکی است ولی قرار نیست کاهانی با ده نمکی مقایسه گردد .

.........................................................

1- نمیدانم چرا فضای بسته در فیلمهای کاهانی مرا به یاد فضای بسته در جامعه می اندازد . نمیدانم چرا در " بیست " ، " رستوران " فرسوده و در حال نابودی را مشابه با ایران دیدم و در " هیچ " خانه سیما را واجد شرایط حاکم بر ایران دیدم . ایرانی که زنانش یا " در طلب حق خود دچار خفقان " شده اند ، یا دست به نابودی خود می زنند یا برای ماندن تن به هر کاری ( حتی دلاکی یا خود فروشی ) می زنند . مردان این خانه ( حاکمان سرزمین ) با فریادشان صدای زن را در سینه خفه میکنند یا آنقدر می خورند و می چاپند تا خفه شوند .

2- مهدی هاشمی کسی است که بخاطر لطف خدادادی بدنش ( تولید کلیه اضافی ) به هیچ عنوان به فکر یافتن کاری نیست و تنها خوردن ( چپاول کردن ) را آموخته زیرا به حد کافی از منابع خدادادی بهره مند است . بیک تنها فریاد می زند و با اتکا به پول خدادادی نادر ، در حال حکمرانی و زورگویی به افراد خانه است .


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 19:3  توسط بادر  | 

baaria

باریا ، آخرین ساخته فیلمساز محبوبم ، سازنده فیلمهای دوست داشتنی " سینما پارادیزو " ، " ستاره ساز " ، " مالنا " ، " افسانه ۱۹۰۰ " را امروز صبح دیدم .

فیلمی که " تورناتوره " چپگرا با بودجه " سیلویو برلوسکونی " سیاستمدار " راستگرای " ایتالیایی ساخته و بنا به شنیده ها پر هزینه ترین فیلم تاریخ سینمای ایتالیا نیز می باشد .

در جای جای فیلم می توان تلاش " بیهوده " کارگردان را برای نمایش رگه هایی از شاهکارهای سابقش ( از جمله سینما پارادیزو ) را مشاهده کرد ، اما نمیتوان از فیلمی که سرمایه گذارش برلوسکونیست انتظار داشت که خاطرات " افسانه ۱۹۰۰ " را زنده کند .

عاشقان سینمای تورناتوره تنها با دیدن این فیلم می توانند از شروع زیبا ( مانند دیگر ساخته های کارگردان ) و پایان نوستالژیک ( بازهم مانند دیگر ساخته های کارگردان ) فیلم لذت ببرند .

 

تورناتوره در میان هوادارانش ُ پس از اکران فیلم

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 11:37  توسط بادر  | 

عیار 14

سینما ، سینما ، سینما ...

که اگر نبودی زندگی ( حداقل برای من ) معنای دیگری داشت ...

فیلم " عیار 14 " شهبازی رو از دست ندید . به نظر من بسیار خوش ساخت تر و پخته تر از " نفس عمیق " از کار درآمده . لحظه به لحظه فیلم حساب شده پیش می رود و حتی یک سکانس ضعیف در فیلم مشاهده نمی شود . فروتن و دیرباز سنگ تمام گذاشته اند . فیلمنامه هیچ نقصی ندارد ، فیلمبرداری که شاهکار است و ...

شخصیتها ، یک به یک ، درست و حسابی در فیلم معرفی میشوند . کارگردان بسیار به موقع و حساب شده به تقسیم اطلاعات و آگاهی رسانی به بیننده اقدام می کند ، ...

شاید پس از مدتها تنها فیلمی بود که احساس کردم کارگردان و تمام دست اندرکاران تهیه این فیلم برای اعصاب بیننده ارزش قائل شده اند و به شعور بیننده احترام گذاشته اند .



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 23:48  توسط بادر  | 

پایان سال سبز

سال 1389 تا چند روز دیگر آغاز می شود . آغاز سال 89 مصادف است با مرگ سال سبز 88 .

هرچند در این سال خونها ریخته شد و سرها بر دار رفت ، ... ولی ملت ایران یک گام بزرگ به جلو برداشت .

................................................................

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 18:45  توسط بادر  | 




+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 15:12  توسط بادر  | 

رضا کیانیان


" رضا کیانیان " حدود 20 سال قبل با فیلم " تمام وسوسه های زمین " خود را به عنوان بازیگری قابل احترام ، به سینمای ایران معرفی نمود . در این 20 سال حدود  40 فیلم با نقش آفرینی " کیانیان " اکران شده است که در این میان تعداد فیلمهای ضعیفی که کیانیان در آنها ایفای نقش داشته ، قطعا کمتر از 5 فیلم است . ولی متاسفانه " کیانیان " با ایفای نقش در فیلم ضعیف " نیش زنبور " خواسته یا ناخواسته تمام پرونده هنری خود را زیر سوال برده  .

حال سوال اینجاست چرا بازیگركيميا 1373 ، آژانس شيشه اي ۱۳۷۶ ،  روبان قرمز ۱۳۷۷ ، بوي كافور، عطر ياس 1378 ، سگ کشی 1379 ، خانه ای روی آب 1380 ، فرش باد 1381 ، قدمگاه 1382 ، یک تکه نان 1383 ، ماهی ها عاشق می شوند 1383 ، یک بوس کوچولو 1384 ، كارگران مشغول كارند 1384 ، صد سال به اين سالها 1386 ، ...  به این نتیجه می رسد که در فیلم " نیش زنبور " هنرنمایی !!! کند ؟

آیا نبود این فیلم در پرونده " کیانیان " باعث نقص در پرونده کاری این هنرمند می شد ؟؟؟؟


+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 8:3  توسط بادر  | 

روزهای 36 (Days of 36)

اثر " تئو آنجلوپلوس "


روزهای 36 روایت زیبایست از سست نهادی حکومت دیکتاتوری یونان . فیلم داستان گروگان گیری یک نماینده همجنسگرای مجلس توسط یک مظنون به قتل در زندان است . " آنجلوپلوس " با استادی تمام نشان داده است " دیکتاتور " در ظاهر قدرتمند ، در اصل چقدر ضعیف و شکننده است که تمام ساختارهایش با گروگان گیری یک " دزد خبرچین " به لرزه در می آید . " آنجلوپلوس " به خوبی نشان می دهد که " دیکتاتور " راهی جز آدمکشی را بلد نیست و تمام شگردهایی که برای خروج از بحران ، به مغز متفکرانش راه پیدا میکند ، در انتها به قتل ختم می شود . هرچند ریتم فیلم بسیار کند و خسته کننده پیش می رود ، ولی اشتیاق به پی بردن به سرنوشت " سوفیانوس " بیننده را با فیلم همراه می کند . این کندی ریتم و سکوتی که در بسیاری از لحظات بر فیلم حکمفرماست ، مطمئنا نشان دهنده خفقان حاکم بر یونان است .

نکته دیگری که " آنجلو پلوس " به خوبی به آن اشاره نموده است ، سردرگمی " دیکتاتور " در مواقع بحران است . دیکتاتور در این فیلم راه پس و پیش ندارد ، به هر عملی دست زند چیزی جز ضرر و نابودی برایش به ارمغان نمی آورد . ( نگاه کنید به لحظاتی که متفکران ! حکومتی دور هم جمع شده و آشفته هر کدام نظری می دهند ، دستگاه حاکم خود را در مخمصه ای ظریف می یابد ؛ اگر گروگان را آزاد نسازند، حمایت محافظه کاران و اگر آزاد سازند حمایت دموکرات ها را از دست می دهند. آن ها ناچار به معامله در شرایطی که برایشان قابل کنترل نمی باشد، هستند. )

در انتهای فیلم می بینیم مجمع متفکران حکومتی به این نتیجه می رسند که راهی جز ترور " سوفیانوس " برایشان باقی نمانده است . بی گمان قتل " سوفیانوس " در انتهای فیلم توسط یک تیرانداز حرفه ای ، نشان از سرکوبی هایی بیش از پیش دارد .

نکته دیگر موسیقی بسیار بسیار زیبا و دلنشین فیلم است . ( موسیقی : جورجوس پاپااستفانو )

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 11:27  توسط بادر  | 

بروزرسانی

چند ماهی میشه که به سینما نپرداختم .

فیلم دیدم و سینما رفتم ، ولی حس و حال به روز کردن وبلاگم رو نداشتم .

گفتم وبلاگم ، لعنت به این " م " .

............................................................

" محاکمه در خیابان " با های و هوی فراوان اکران شد ، ولی بازهم " کیمیایی " نشون داد هنوز تحت تاثیر توهمات اطرافیانشه . هنوز نتونسته خودش باشه و واقعا داره با این فیلم سازیش ، " فیلم " بازی میکنه ، کیمیایی خودش نیست ...

...........................................................

" کتاب قانون " بعد از 3 سال پخش شد . انصافا اگر مجوز اکران نمی گرفت و رو پرده نمی رفت ، ارج و قرب بیشتری داشت ، بدون تعارف طنز " مازیار میری " بیشتر شبیه به جوکهای بی مزه و دست چندم برنامه های مزخرف رادیویی مثه " صبح جمعه با شما " و ... بود . انصافا مازیار میری با این فیلم در نظرم شده مثله " خاله خان باجی " های قدیم .

به خدا قرار با رفتن به سینما یه چیزی رو ببینیم که تکونمون بده نه اینکه با یه مشت شر و ور اعصابمون رو بهم بریزه .

................................................................

" تردید " کریم مسیحی به نسبت بهترین فیلم این چند ماهه بوده . هرچند " تردید " هم چند کیلومتری با " الی " فاصله داشت ولی از " بی پولی " و " کتاب قانون " و ... خیلی بهتر بود .

................................................................

و اما .... فیلم مستهجن " آقای هفت رنگ " که بسیار بسیار بیشتر از یک فیلم " پورنو " مستهجن بود ، خیلی خوب می فروشد .

متاسفم که " عطاران " دغدغه " دوام " یا " قوام " پیدا کرده .

..................................................................

جالب است . سالهاست آرزوی دیدن سنتوری رو داریم ولی فیلم مستهجن ... بگذریم .


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 8:34  توسط بادر  |